تحلیل رئیس پژوهشگاه ارتباطات و فناوری اطلاعات از یک باور نادرست نشان میدهد که قطع دسترسی به اینترنت نه تنها یک اقدام امنیتی مؤثر نیست، بلکه مستقیماً امنیت سایبری کشور را تضعیف میکند. این رویکرد که اغلب در شرایط بحرانی بهعنوان یک سپر دفاعی توجیه میشود، در عمل آسیبپذیریهای نوظهوری خلق میکند و زیرساختهای حیاتی و شهروندان را در برابر تهدیدها بیدفاع میسازد.
وابستگی امنیت سایبری به اینترنت؛ چرا قطع ارتباط یک راهحل اشتباه است؟
اینترنت یک شبکه جهانی است که خدمات حیاتی آن مانند هماهنگسازی و آدرسدهی، بهصورت سلسلهمراتبی منتشر میشود و حتی شبکههای ملی اطلاعات نیز بدون دریافت این خدمات نمیتوانند مستقلاً در پهنه جغرافیایی خود فعال بمانند. امنیت سایبری در چنین بستری معنا پیدا میکند؛ داراییهای دیجیتال، از اطلاعات کاربران گرفته تا سامانههای حساس، برای حفظ کارکرد و ایمنی خود به دریافت مستمر بهروزرسانیها و خدمات امنیتی وابستهاند که عمدتاً بر بستر اینترنت ارائه میشوند. قطع این ارتباط، این چرخه حیاتی را متوقف میکند و امنیت سایبری را از پایه سست میگرداند.
توقف بهروزرسانیهای امنیتی؛ نخستین ضربه قطع اینترنت به امنیت سایبری
یکی از فوریترین پیامدهای قطع اینترنت، متوقف شدن فرایند دریافت وصلههای امنیتی برای میلیونها دستگاه است. سیستمهای عامل ویندوز، اندروید و iOS، آنتیویروسها، مرورگرها و نرمافزارهای کاربردی همگی برای مقابله با تهدیدات نوظهور به بهروزرسانی مداوم نیاز دارند. با قطع اینترنت، این فرایند کاملاً از کار میافتد و دستگاهها در برابر آسیبپذیریهای شناختهشده بیدفاع میمانند. بهمحض برقراری مجدد ارتباط، این تجهیزات به اهدافی آسان برای مهاجمان تبدیل میشوند. از سوی دیگر، تجربه کشورها نشان داده که کاربران در زمان قطعی برای دسترسی آزاد به سراغ VPNها و پروکسیهای تأییدنشده میروند و این کوچ اجباری، آنها را گرفتار بدافزارها و نرمافزارهای آلوده میکند و امنیت سایبری را بیش از پیش به خطر میاندازد.

اینترنت اشیا و قطع اینترنت؛ دریچهای تازه برای نفوذ و اختلال
گسترش مفهوم اینترنت اشیا (IOT) وابستگی امنیت سایبری به اینترنت را پیچیدهتر کرده است. دستگاههای متصل در زیستبوم اینترنت اشیا برای اصالتسنجی، دریافت خدمات امنیتی پشتیبان و حتی راهاندازی اولیه به اتصال پایدار نیاز دارند. قطع اینترنت این خدمات را مختل میکند و نهتنها کارایی سرویسهای مبتنی بر آن را کاهش میدهد، بلکه راه را برای سوءاستفادههای امنیتی در کاربردهای حساس هموار میسازد. بهعبارت دیگر، نبود دسترسی طولانیمدت، مستقیماً امنیت سایبری این دستگاهها و عملکرد حیاتی آنها را نشانه میگیرد.
تناقض اینترنت طبقاتی و پرسشهای بیپاسخ در حوزه امنیت سایبری
مدیریت دسترسی به اینترنت در هنگامه جنگ یا بحران، گاه به ایجاد شکافهایی میانجامد که خود به ابزاری برای جنگ شناختی دشمن تبدیل میشود. اگر امنیت ملی در گرو قطع اینترنت است، چرا برخی اقشار همچنان دسترسی دارند؟ و اگر این دسترسی یک مصالحه موقت میان خسارتهای امنیتی و اقتصادی-اجتماعی است، چرا صدای واحدی از نهادهای مسئول شنیده نمیشود؟ این تناقضها که ذیل عنوان عامهپسند «اینترنت طبقاتی» برجسته میشود، نهتنها امنیت سایبری را تقویت نمیکند، بلکه بستر مناسبی برای روایتسازی دشمن و تضعیف انسجام ملی فراهم میآورد. علاوه بر این، شواهد کارشناسی نشان میدهد که حملات سایبری پیچیده مانند استاکسنت یا حمله به سامانه سوخترسانی، از طریق شبکههای ایزوله از اینترنت انجام شدهاند؛ بنابراین قطع اینترنت صرفاً دسترسی عموم را قطع میکند و تأثیری بر حملات هدفمند و خرابکارانه ندارد.
قطع اینترنت یک موضوع ضد امنیتی است و امنیت سایبری کشور در گرو بازنگری سیاستهاست
قطع طولانیمدت اینترنت بهمعنای توقف یا اختلال در فعالیتهای اقتصادی-اجتماعی شکلگرفته بر بستر دیجیتال است و خود میتواند به یک مسئله جدید در امنیت ملی بدل شود. از یک سو نبود اینترنت زمینهساز ناامنی اقتصادی-اجتماعی میشود و از سوی دیگر اتصال بدون مراقبتهای لازم میتواند امنیت ملی را به خطر اندازد. راه برونرفت از این وضعیت، نه قطع کامل دسترسی، بلکه دستیابی به موازنه قدرت در حکمرانی اینترنت و اتخاذ راههای حفظ تعادل است. بهجای اقدامات دفعی و پرهزینه، باید همزمان با توصیه به اتصال عمومی، مراقبتهای حوزه امنیت سایبری را به شکل چشمگیری افزایش داد. این امر مستلزم بازنگری کلی در سیاستها و رویههای جاری است؛ بازنگریای که یک اقدام امنیتی ضروری به شمار میرود و میتواند از خسارتهای جبرانناپذیر بزرگتر جلوگیری کند.

































Leave a Reply